شهید دانشجومعلم

علیرضا مبینی

در آن هنگام که خورشید طلائی کم کم از پشت دشت ها و بیابان ها سر برون می آورد و اشک لرزان غنچه های نوشکفته را که با اشک یتیمان شهید در آمیخته است و با دست نوازش گرش پاک می کند و شاهد نمایان شدن صبح سپیدی هستیم که آرام آرام بر بالشت های سفید حقیقت گام می نهد و از افقی به فراخی گستردگی قلوب و شاهدان شهید زمینیان را نظاره می کند که تکاپویشان در راه ذلّت بار مادّیات ادامه می دهند و باز برگی دگر از عمر خویش را ورق می زنند و بسوی مرگ این ویران کننده همه لذتها و خوشیها گام می نهند و بلاخره در زمانی نه چندان دور در مکانی محدود که نامش را قبر گذارده اند پا خواهد گذاشت و این را که همه ی ما به نص آیه ی کریمه ی قرآن ندا بر خواهیم آورد که پروردگارا ما را به دنیا باز گردان تا مهیای عمل برای آخرت خویش باشیم و آنجاست که خدای تعالی نیز در قرآن کریم می فرمایند که هیچ راه بازگشتی و رجعتی نیست پس اکنون ای عزیزان به فکر آخرت خویش باشید که فردا دیر است و بدانید که فردا در محضر خدای تعالی هیچ گونه عذر و بهانه ای مقبول درگاه احدیت واقع نخواهد گشت.